هاشميان: نمي توانم بگويم چرا نيمكت نشينم
ایسنا - مهاجم ايراني هانوفر گفت: عجلهاي براي ترك هانوفر ندارم و در حال حاضر تمرين و صبر دو مسالهاي هستند كه مد نظر قرار دادهام.
نام وحيد هاشميان چهارشنبه شب هم در ديدار برابر شالكه در جام حذفي جز فهرست هجده نفر هانوفر نبود تا تيم آلماني در سومين بازي پياپي نيز به بازيكن ايراني اش فرصت بازي ندهد.
با اين حال هاشميان، گفت: "از لحاظ بدني در شرايط بسيار خوبي هستم و بوندس ليگا را با وجود اين كه در تمرينات ابتدايي تيم حضور نداشتم، خوب شروع كردم و در ديدار با هامبورگ و بوخوم بازي كردم و توانستم يك گل هم به ثمر برسانم.
سرمربي تيم هم خيلي از من راضي بود اما، ناگهان ديگر فرصت بازي كردن پيدا نكردم. البته دليل اين مساله را ميدانم اما، چيزي نيست كه بتوانم براي نوشتن آن را بگويم."
وي در پاسخ به اين سوال كه به نظر ميرسد، حضور مايك هانكه در هانوفر باعث شده، شما شانس بازي كردن پيدا نكنيد، گفت: "نگاه كساني كه در خارج از فوتبال هستند با كساني كه داخل فوتبال هستند به مسايل متفاوت است اما، واقعيت اين است كه هانوفر با يك مهاجم بازي ميكند. من عادت ندارم در مورد همكارم در تيم صحبت كنم اما، باشگاه او را به تازگي خريده و هزينه زيادي را هم براي جذب او صرف كرده است. من تنها ميتوانم اين را بگويم و قضاوت درباره عملكرد او بماند براي ديگران."
هاشميان در پاسخ به اين سوال كه آيا دليل بيرون ماندن از فهرست هجده نفره را از ديتر هكينگ جويا شدهايد؟ گفت: "خير. من هيچ وقت درباره بازي نكردن از مربي تيم سوال نميپرسم. مهم اين است كه در اين شرايط روحيهايم را حفظ كنم و خوشحالم كه در ابتداي فصل چند بازي خوب براي تيم انجام دادم. بخشي از بازي كردنم به خودم مربوط است اما، بخشي ديگر از دستانم خارج است."
وي با بيان اين كه هميشه با شرايط دشوار در فوتبال روبرو بودهام، افزود: "روزهاي سخت در فوتبال زياد ديدهام اما، هيچ وقت وضعيت اين گونه نبوده و چني شرايطي را تا به حال تجربه نكرده بودم. با اين حال در اين روزها به غير از تمرين و صبر كردن به چيز ديگري فكر نميكنم."
هاشميان درباره خبر چند سايت آلماني مبني بر جدايي از هانوفر در تعطيلات ژانويه گفت: "اين سايت ها و روزنامه ها از خودشان چنين مطالبي را منتشر ميكنند و از ابتداي فصل چنين شيوهاي را در پيش گرفته و بيشتر خبرهاي آن ها نادرست است.
اگر بخواهم از هانوفر جدا شوم من، باشگاه و مدير برنامه هايم تصميم ميگيريم و به غير از ما كس ديگري از تصميم مان باخبر نخواهد شد. ضمن آن كه عجلهاي هم براي تعويض تيمم ندارم.
قراردادم در هانوفر فوقالعاده خوب است و معتقدم كه در آخر فصل بهتر ميتوانم درباره آينده تصميمگيري كنم و در پايان فصل بهتر ميتوان تيم انتخاب كرد، در حالي كه در تعطيلات ژانويه انتخاب تيم خوب كار راحتي نيست. من به توانايي هايم ايمان دارم و تمام تلاشم را براي بازگشت به شرايط گذشته انجام خواهم داد."
هاشميان به شكست سه شنبه هانوفر برابر شالكه اشاره كرد و گفت: "روز سهشنبه با تيم قدرتمند شالكه روبرو شديم و متاسفانه در اين بازي شكست خورديم و پس از حذف از جام حذفي تمام تمركزمان بر روي بوندس ليگا خواهد بود.
تيم ما نسبت به سال گذشته بسيار بهتر شده و خط دفاعي مان كه در يكي، دو سال گذشته نقطه ضعفمان بود. بسيار خوب شده است اما، ما همچنان در پست هافبك بازيساز مشكل داريم."
هاشميان درباره وضعيت نامشخص تيم ملي ايران نيز گفت: "ما نه رييس داريم، نه سرمربي و نه تيم ملي، پس چگونه بايد درباره تيم ملي اظهار نظر كنم. وقتي هيچ چيزي نداريم، نميتوانم حرفي بزنم."
وي درباره تصميم كميته انتقالي براي استخدام يك مربي خارجي درجه يك براي تيم ملي گفت: "به نظرم اگر يك مربي خارجي خوب به تيم ملي بيايد و به او دو، سه سال زمان بدهيم و در كنار او از مربي جوان ايراني استفاده كنيم، تركيب بسيار خوبي خواهد شد.
من قصد بياحترامي به مربيان داخلي را ندارم اما، متاسفانه در فوتبال ايران كانديداي خوبي براي پست سرمربيگري تيم ملي وجود ندارد و ما با آن ها نتوانستهايم در چند سال گذشته نتايج خوبي بگيريم."
هاشميان در پايان گفت: "تيم ملي زماني با يك مربي خارجي موفق ميشود كه برنامهريزي خوبي در فوتبال ايران انجام شود ضمن آن كه زمان خوبي هم در اختيار داشته باشد. بايد بدانيم كه مربي خارجي نميتواند معجزه كند."

احتمال جدایی هاشمیان از هانوفر
FootballRoad - در پي عدم استفاده ديتر هكينگ، سرمربي هانوفر از وحيد هاشميان وي در فكر جدايي از اين تيم در ژانويه است.
سايتهاي خبري آلمان از جدايي قريب الوقوع وحيد هاشميان مهاجم ملي پوش كشورمان از هانوفر در بازار نقل و انتقالات زمستاني خبر دادند. 
از آنجايي كه هاشميان اين فصل تنها در3 بازي هانوفر در بوندس ليگا به ميدان رفته و در 2 بازي اخير اين تيم حتي جزو نفرات ذخيره هم نبوده، اين حدس زده ميشود كه براي بازگشتش به مستطيل سبز در ژانويه هانوفر را ترك كند.
قرارداد وحيد با اين تيم تا تابستان 2008 است، اما اين لژيونر 31 ساله كشورمان به علت عدم رضايتش از شرايط موجود در جمع مردان هكينگ قصد دارد زمستان به تيم ديگري انتقال يابد.
بازتاب گسترده گل وحید در رسانه های جهان هاشمیان نیش زد!
به گزارش وب سایت خبری هاشمیان، سایت معتبر کیکر در گزارشی از بازی تیم های بوخوم و هانوفر تیتر اصلی این گزارش را به وحید اختصاص داد و نوشت: "هاشمیان در دومین بازی فصل خود موفق شد دروازه بوخوم را درحالی باز کند و پیروزی را به اردوی تیمش بیاورد که هانوفر تا تساوی خانگی فاصله ای نداشت." خبرگزاری رویترز نیز نوشت: "هاشمیان با ضربه سر خود هانوفر را به پیروزی رساند." وب سایت رسمی باشگاه هانوفر نیز با این تیتر گزارش خود را در خصوص بازی هانوفر و بوخوم ارائه کرده است: "هاشمیان نیش زد!" این سایت در ادامه به چگونگی بازی و البته به ثمر رسیدن گل برتری هانوفر اشاره کرده است. وب سایت رسمی بوندس لیگا نیز می نویسد: "هاشمیان بلافاصله پس از ورودش به زمین گل برتری هانوفر را به ثبت رساند تا نخستین پیروزی خانگی هانوفر در فصل جدید رقم بخورد."
بدون شرح!
حاضرم با پاسی ها امتیاز این تیم را بخریم هاشميان: فوتبالیست که ماشین نیست!
متين و موقر و آرام. به پرسشها با دقت گوش ميكرد و آن ها را با پاسخهاي كوتاه و غير تكراري همراهي ميكرد. با تكرار جمله "اين را پيشتر گفتم" تاكيد داشت كه حرف تكراري نزند. به هيچ عنوان اهل جار و جنجال نبوده و نيست. همانند حضورش در ميدان كه بي سر و صدا اما موثر است.
وحيد هاشميان را ميگوييم كه به ايسنا آمده بود. مهاجم ايراني كه هشت سالي است در بوندس ليگاي آلمان توپ ميزند. با او از بوندس ليگا گفتيم، از فوتبال ايران و از پاس. پاس را خاستگاه خود ميدانست و دغدغه اصلياش همين باشگاه چهل و دو ساله بود. رخدادهايي كه به تازگي در مورد اين باشگاه به وقوع پيوسته است.
درباره پاس گفت: "فوتبالم را فتح و سپس در پاس آغاز كردم. همانند بسياري ميخواستم در اين باشگاهها از دنياي فوتبال خداحافظي كنم. اما هر دوي آن ها منحل شدهاند! در روياهايم خواب مربيگري پاس را ميديدم، اما... ." تعصب به پاس را ميشد از لحن صدايش و سرعت كلامش به خوبي دريافت. گفتوگوي هاشميان با ايسنا در زير ميآيد:
* پس از جام جهاني 1998 فرانسه موجي از مهاجرت بازيكنان ايران به اروپا آغاز شد. سه بازيكن ايراني از ليگي آشفته و به هم ريخته راهي بوندسليگا منظم و دقيق شدند. ما پس از گذشت قريب به يك دهه هنوز از داشتن ليگ منظم و با برنامه بيبهره هستيم. حتي با وجود برگزاري شش دوره برگزاري ليگ حرفهيي. وحيد هاشميان در پايان فوتبال خود چه دستاوردي از يكي از منظمترين و با برنامهترين ليگ دنيا براي فوتبال ايران به ارمغان خواهد آورد؟
- نظم و انضباط و البته تلاش در همه امور آلمانيها از جمله فوتبال اين كشور فراوان وجود دارد. برگزاري جام جهاني 2006 آن هم به بهترين شكل ممكن خود مثال گوياي اين گفته است.
تا آنجا كه گفته ميشود جام جهاني در هيچ يك از هفده دوره خود اين چنين منظم و دقيق برگزار نشده است. بازيكناني كه راهي فوتبال بوندس ليگا ميشوند نيز ناچار هستند با چارچوبهاي اين بازيها هماهنگ شوند و خود را با شرايط حاكم بر اين رقابتها وفق دهند. تنها يك داور كه در چند بازي تخلفاتي را انجام داده بود، به زندان و جريمههاي سنگين محكوم شد. اما در ايتاليا پس از چند دوره قهرماني با شك و شبهه يوونتوس، مسوولان ورزش اين كشور متوجه اين موضوع شدند.
همين موضوع گوياي اندازه نظام و دقتي است كه در فوتبال آلمان حاكم است. فوتبال آلمان از نظر سيستم و مديريت بهترين در نوع خود در جهان به شمار ميآيد. خوشحال هستم كه وارد اين ليگ شدهام، چون زماني پا به بوندس ليگا گذاشتم كه فوتبالم در ابتداي شكلگيري خود بود. تيمهاي باشگاهي بوندس ليگا در كنار تيم پاس نقش زيادي در فوتبال من ايفا كردند.
من به جرات ميتوانم بگويم كه فوتبال آلمان بيش از ايران در عملكرد من به عنوان بازيكن تاثيرگذار بود. بيشتر بازيكنان ايراني پس از درخشش در تيم ملي راهي فوتبال آلمان شدند، اما من به طور مستقيم از باشگاه پاس راهي بوندس ليگا شدم و تيم ملي نقشي در راهيابي من به بوندس ليگا نداشت. من از راه پاس لژيونر شدم. اين درحالي رقم خورد كه در آن زمان سابقه زيادي در تيم ملي ايران نداشتم.
فوتبال هم عمر خود را دارد و يك بازيكن در پايان دوران بازيگرياش با انتخابهاي زيادي روبرو است، كه به علاقهمندي او بستگي دارد. برخي راهي كاري غير ورزشي ميشوند، اما خود من دوست دارم مربي شوم و تجربه خوب سالهاي حضور در بوندس ليگا را در اختيار ديگران قرار خواهم داد. در صورت امكان و مناسب بودن شرايط تا سي و چهار سالگي بازي خواهم كرد و پس از آن در دورههاي مربيگري حاضر خواهم شد تا بتوانم تجربياتم را به نسل بعد انتقال دهم.
* چرا تا سي و چهار سالگي؟
- بايد پذيرفت كه توان هر فرد اندازه معيني دارد. انسان با بالا رفتن سن ديگر توان سالهاي گذشتهاش را نخواهد داشت. من فكر ميكنم تا سي و چهار سالگي بتوانم در فوتبال آلمان كار كنم. چون تمرينهاي آنجا بسيار دشوار است. پس از بوندس ليگا شايد براي يكي دو سال در ليگ هاي آسانتر همانند اتريش بازي كنم و در انتها هم از فوتبال كنارهگيري خواهم كرد.
* آيا به فوتبال كشورهاي عربي خواهيد رفت؟
- بستگي دارد. اما منظورم از ليگ سبكتر ميتواند ليگ كشوري همانند اتريش باشد. اما اين ليگ آسانتر به طور حتم نبايد كشور عربي باشد.
* نقش مربيان در مسايل روحي و رواني بازيكنان در سطح باشگاههاي اروپايي چگونه است؟ برايمان از تجربه كار با مربيان مختلف از جمله نويرور، ماگات و ديتر هكينگ بگوييد.
- اين موضوع بارها گفته شده است كه تغيير مربيان در باشگاهها همواره با يك شوكي رواني همراه است. HSV با دال در مقطعي از فصل در خطر سقوط به رقابتهاي بوندس ليگاي 2 همراه بود اما، هامبورگ فصل گذشته با هدايت همين مربي به ليگ قهرمانان اروپا رسيد.
اين موضوع تواناييهاي دال را نشان ميدهد. او با رفتن به دورتموند بحرانزده، اين تيم را از سقوط به بوندس ليگا نجات داد. اين ها همه شوكهايي هستند كه به تيم وارد ميشود. گاهي اوقات تيم و بازيكنان با تمرينها و تاكتيك هاي مربي اشباع ميشوند و به آن عادت ميكنند.
تعريف مربي با تاكتيكهاي تازه همراه خواهد بود. رقابتهاي تازهاي كه با آمدن مربي جديد ايجاد ميشود و انگيزهاي كه بازيكنان ذخيره با آمدن اين مربي پيدا ميكنند و هراسي كه در بازيكنان ثابت مربي قبلي حضور داشتند همه و همه از تاثيرهاي تغيير مربي در باشگاهها هستند.
* و شما در هانوفر هم اين تجربه را داشتيد. زماني كه پس از گذشت سه هفته از شروع بوندس ليگا هكينگ را به جاي نويرورر ديديد.
- بله، ما در سه بازي نخست فصل گذشته بوندس ليگا 11 گل خورديم و با سه شكست در قعر جدول حضور داشتيم. اما، با تغيير مربي ميتوانستيم حتي در مكان 6 يا 7 جدول حضور داشته باشيم و راهي اينترتوتو بشويم كه نتيجه خوبي ميتوانست باشد.
اما، از نظر رواني بازيكن حرفهاي بايد به فكر خود باشد؛ چون كار، درآمد و در نهايت زندگياش از راه فوتبال شكل ميگيرد. يعني هر بازيكن مدير خودش است. در ايران بازيكن به فكر تغذيه خود نيست و اصول تغذيه را رعايت نميكند و وزنش بيدليل افزايش پيدا ميكند.
او در خواب خود هم مراعات نميكند. او از جسم خود كه در واقع تنها ابزار كارش است هيچ مراقبتي نميكند، اما به ظاهرش بيش از جسمش اهميت ميدهد. در آلمان ما روانشناس نداريم تا با بازيكنان حرفهاي تخصصي روانشناسانه بزند. دست كم در باشگاه ها كه اينچنين است. شايد در مقطعي در تيم ملي آلمان در زمان جام جهاني روانشناساني حضور داشتند اما، در باشگاه ها كه اينگونه نيست.
اما مربيان در تيمها اين نقش را بر عهده دارند. مربيان تيمها از جمله هكينگ يك مربي ورزش هستند كه از مربيگري بالاتر است. او در درسهايي كه براي مربيگري خوانده است، دورههاي روانشناسي را هم ديده است. اين مربيان پس از پشت سر گذاشتن دوره هايي ميتوانند با حتي يك شوخي بهجا در تمرين تاثير رواني خود را بگذارند. گاهي صحبت كوتاه با يك بازيكن هم ميتواند اين تاثير را داشته باشد. مسايل رواني لزوما به معناي حضور يك روانشناس در جمع بازيكنان تيم نيست.
* هكينگ اين نقش را به خوبي ايفا كرد؟
- بله. او از نظر رواني به خوبي كار كرد. هانوفر پيش از هكينگ اگرچه همواره زننده گل نخست در بازيها بود اما، پس از آن دست از حمله ميكشيد و ناخودآگاه در دفاع فرو ميرفت. اين بر اساس شيوه هاي مربيان قديم بود. اما، دفاع جواب نميداد و ما در دقيقه 90 گل مساوي را دريافت ميكرديم.
هميشه اينطور بوده در بازي با بايرن مونيخ، نورنبرگ، هامبورگ، حتي هرتابرلين ما گلهايمان را در دقايق 85 به بعد دريافت ميكرديم. با آمدن هكينگ انگيزه بازيكنان بالا رفت. بر اساس تمرينهاي هكينگ ما بايد پس از زدن گل اول به برتري و زدن گلهاي بعدي فكر ميكرديم. او تغييرات خوبي در تيم پديد آورد.
* رابطهي شما با نويرورر به گفته رسانههاي آلمان عاطفي بود؟
- نه اينطور نيست. او در زمان حضورم در بوخوم مرا تا مدتها روي نيمكت مينشاند. اما با وجود بازي اندكي كه براي اين تيم انجام ميدادم در كمترين زمان ممكن 10 گل براي اين تيم به ثمر رساندم. من همان سال هم ميتوانستم بازيكن ثابت بوخوم باشم.
نيمكتنشين كردن من باعث تيره شدن روابطم با نويرورر هم شد. من از اين بابت از او بسيار ناراحت بودم. در فصل بعد هم در حالي در تمام فصل 16 گل به ثمر رساندم كه در چهار بازي اول فصل نيمكتنشين بودم و از من براي يك تا پنج دقيقه در هر بازي استفاده ميكرد اما، در ادامه با گلزنيهايم در بازيها او ناچار به استفاده از من شد.
او كه تلاشم را به خوبي درك كرده بود به بازي من علاقهمند شد. در هر جاي دنيا از جمله در آلمان، مربيان خواهان نتيجهگيري تيمشان هستند و در غير اين صورت مربي از كار بركنار ميشود. آن علاقه به آن معنايي كه در ايران است و به آن اندازه در فوتبال آلمان وجود ندارد.
* خط حمله هانوفر يكي از ضعيفترين خطوط حمله در بوندس ليگا بود. علتش چيست؟
- هيچ مهاجمي خود را مقصر و مسبب گلزني اندك تيمش نميداند. اما بر اساس شيوه بازي هانوفر، ما با يك مهاجم به ميدان ميرفتيم. در نيم فصل هم هكينگ ما را به عقب ميراند، يعني در نيمه خودي. اين كار را براي هر مهاجم كه برابر يك مدافع قرار ميگيرد دشوار ميكند. چه برسد به اينكه به عنوان تك مهاجم بايد برابر سه مدافع بازي كند.
براي همين هم آمار گلزني هافبكهاي كناري هانوفر از مهاجمان اين تيم بهتر بود. با اين حال من چهار گل زدم و هفت پاس گل هم براي همتيميهايم آماده كردم. اين موضوع مرا در كنار هوستي بازيكن مجارستاني از جمله موثرترين بازيكنان قرمز ها قرار داد. اين در حالي هوستي 2200 دقيقه بازي كرد اما، من 1750 دقيقه در مجموع فصل بازي كردم.
* چرا هاشميان در جايي كه توپ هست و بازي فعال صورت ميگيرد، چندان ديده نميشود. آيا اين به تاكتيك تيم مربوط است يا اينكه بر اساس بازي حريف، شما از جريان بازي خارج ميشويد؟ اين در روي گلهاي زده هانوفر بيشتر ديده ميشود.
- نه اينطور نيست. من در بيشتر صحنههاي درگيري حضور دارم. اصولا هرجا درگيري هست، من هستم. اما همانطور كه گفتم ما با يك مهاجم بازي ميكرديم. تك تك شدن هافبك هاي ما با سنگربان حريف به خاطر اين بود كه مهاجمان ما از جمله خودم به مشغول كردن دفاع حريف مشغول بوديم و اين موضوع به تاكتيك تيم برميگردد.
در شيوه بازي با يك مهاجم، اين تك مهاجم نقش فضاسازي براي ديگران را بر عهده دارد. براي سرمربي هانوفر هم اينكه چه كسي گلزني ميكند اهميتي ندارد. مهم موفقيت تيم است و نتيجهگيري آن. البته انتقاد روزنامهها و فشارها بيشتر متوجه اين تك مهاجم خواهد بود، نه شيوه بازي انتخاب شده از سوي مربي. اين شيوه بازي كار را براي مهاجمان دشوار ميكند.
* پس بايد گفت شما به خصوص در نيم فصل دوم كارتان را به خوبي انجام داديد. بهويژه پس از بازي با وردربرمن كه بازيها را با گلهاي زياد ميبرديد.
- تا مقطعي كه من در زمين حضور داشتم ما پيروزيهاي پرگلي داشتيم. اما پس از نيمكتنشينيام در بازي با اينتراخت فرانكفورت نوار پيروزيهايمان پاره شد. در هفتههاي پاياني هم كه با حضور ثابتم همراه بود در چند هفته پيروز شديم. در باخت هفته پاياني هم من به عنوان ذخيره وارد بازي شدم.
* در هانوفر با كدام بازيكن راحتتر هستيد.
- هانوفر در بين تيمهايي كه در آن ها حضور داشتم تيم خوبي است. جو خوبي در بين بازيكنان اين تيم حكم فرما است. در هانوفر از حاشيه خبري نيست كه اين موضوع هم به دوستي بازيكنان با هم برميگردد. اما رابطه بازيكنان در بيرون زمين وجود ندارد، ما روزي دو بار تمرين ميكنيم و به اندازه كافي با هم هستيم. در خارج تيم ميخواهيم با دوستان ديگرمان باشيم و از فضاي فوتبال دور بشويم.
اگر ما در خارج باشگاه هم با هم باشيم، باز هم درباره فوتبال با هم صحبت خواهيم كرد. ما آخر هفتهها را هم به خاطر برگزاري بازيها در كنار هم ميگذرانيم كه كافي است. در مجموع بايد بگويم كه تيم هانوفر از بهترين تيمهايي است كه در آن ها بازي كردهام و روابط ميان بازيكنان در اين تيم بسيار صميمي و دوستانه است.
در ميان تيمهايي كه در آن ها حضور داشتهام تنها بوخوم است كه از هانوفر كوچكتر است. بزرگي بايرن مونيخ و هامبورگ حاشيهها را هم در اين تيمها بيشتر ميكند. اما اين كوچكي هرگز به مفهوم امكانات كمتر نيست و هركدام از اين تيمها ورزشگاههاي مجهز و مخصوص به خود را دارند و از پنج تا شش زمين تمرين هم برخوردار هستند.
* از هانوفر فاصله ميگيريم. از نگاه وحيد هاشميان جام جهاني چه تاثيري بر فوتبال آلمان داشت؟ شما قبل و پس از جام جهاني در آلمان بازي ميكرديد. آيا اين رقابتها بر روي بوندس ليگا تاثيري داشته است يا خير؟
- كمترين تاثير جام جهاني روي خودم كمردردي بود كه در اين بازيها به آن دچار شدم (به شوخي). اما به نظر من جام جهاني در همه دنيا اثرگذار بود. البته در جاهايي كه فوتبال حرفهاي دارند. نه جايي همانند مالزي كه فوتبال چندان قدرتمندي ندارد.
جام جهاني فوتبال بزرگترين رخداد ورزشي در جهان است. همه مردم دنيا به هنگام برگزاري بازيها به تماشاي آن مينشينند. آن ها 30 روز تمام به تماشاي رقابتها و پيگيري اخبار آن مشغول هستند. پايان جام جهاني با بيانگيزگي جهاني به فوتبال همراه است.
يعني مردم در پايان جام جهاني از فوتبال خسته ميشوند. حالا فرض كنيم كه كشوري در جام جهاني هم نتيجه نگيرد، همانند تيم ملي ايران. طبيعي است كه سرخوردگي در اين كشورها بيشتر است. من حتي شنيده بودم كه مردم پس از جام جهاني به روزنامهها چندان اقبالي نشان نميدادند و يا برنامههاي ورزشي را پيگيري نميكردند. اين باعث ميشود كه تماشاگر اندكي راهي ورزشگاهها شود.
جام جهاني در فوتبال آلمان هم تاثيرگذار بود. بهويژه روي بايرن مونيخ، چون بسياري از بازيكنان ملي در بايرن مونيخ حضور داشتند. حضور اين بازيكنان در ليگ قهرمانان، جام حذفي، بوندس ليگا و بازيهاي ملي در جام جهاني براي آن ها نوعي فوتبال زدگي را به همراه داشت. اشتوتگارت برخلاف بايرن از بازيكنان ملي چندان زيادي برخوردار نبود. انگيزه بالاي بازيكنان اين تيم باعث نتيجهگيري اين تيم شد. از اين حيث جام جهاني روي ليگهاي دنيا تاثيرگذار بود. بايد بگويم كه جام جهاني براي تيمهاي ضعيف بهتر بوده تا براي تيمهاي قدرتمند.
* شما نگاهي متفاوت به جام جهاني داشتيد، البته همانند نظر اولي هوينس مدير بايرن. او به تازگي درباره پيوستن زي روبرتو به بايرن مونيخ گفته بود كه حضور او در بازيهاي تيم ملي برزيل يك مساله مهم خواهد بود. او با وجود سن و سالي كه دارد نبايد پنج، شش سفر هواپيمايي بر فراز اقيانوس اطلس را بپيمايد.
- بله. صد در صد همين گونه است. به طور مثال يكي از بحثهايي كه اين روزها مطرح ميشود، آن است كه پرسيده ميشود چرا لژيونرها براي بازي دوستانه تيم ملي ايران به مكزيك نرفتند و آن ها را به تعصبي يا بيانگيزگي متهم ميكنند. در حالي كه اين موضوع بحثي كاملا علمي و تخصصي است.
اگر از يك پزشك يا روانپزشك پرسيده شود آن ها خواهند گفت كه جسم و روح بازيكن پس از يك فصل پرمسابقه و طولاني به استراحت و بازگشت نيازمند است. امكان دارد كه بدن هنوز هم آماده باشد اما، اين فكر است كه بايد راحت باشد.
اما وقتي در بازيهاي زيادي بازي كردهاي از نظر فكري اشباع شدهاي و انگيزهي تازهاي نداري. ماهيچهها و عضلات بدن هم شرايط مشابهي دارند. اگر ماهيچهها استراحت نداشته باشند با اولين استارت در يك بازي امكان پارگي عضله وجود دارد؛ چون بدن هم نياز به بازگشت دارد.
* شما كه بيش از يك سال بازي كرديد؟
- بله البته. ما اكنون سه تا چهار سال است كه اين شرايط را داريم. اكنون هم كه با بازيهاي مقدماتي جام ملتها روبهرو هستيم. يعني ما هيچ استراحتي نداشتيم. بازيكن فوتبال ماشين نيست. به عنوان نمونه چرا بازيكنان آلمان با وجود رقمهاي بالاي دستمزدشان يك ماه مرخصي دارند؟
آن ها هم بايد به خاطر رقمهاي زياد دريافتيشان همواره به رقابت مشغول باشند؟ حال آنكه اينطور نيست و آن ها در پايان فصل به يك مرخصي يك ماهه ميروند. تعطيلي 35 روزه تمرينها از سوي باشگاه ها بيدليل نيست. اين دليل همانا بازگشت بدن و عضلات و آرامش فكري است تا بازيكن بار ديگر با انگيزه به كار و رقابت بپردازد.
* عملكرد كدام مربي بوندس ليگايي روي وحيد هاشميان تاثير زيادي داشت؟ به كار كدام مربي علاقه زيادي پيدا كردي؟
- من همواره شيوه كار هيتسفلد و كريستف دام را پسنديدهام. استيونس مربي هلندي هامبورگ هم به گمان من مربي بزرگ و توانايي است.
* امروزه همه كارشناسان فوتبال از تاثيرات زياد يورگن كلينزمن در تيم ملي آلمان صحبت ميكنند. فرانس بكن باوئر پيش از جام جهاني در ستون اختصاصياش در بيلد، آلمان را تيمي خوب اما، نه چندان مدعي خوانده بود. اما كلينزمن نتايج خوبي گرفت و عملكرد خوبي هم داشت. او تيم ملي آلمان را دچار تحولي بنيادين كرد. از نگاه شما اين تاثير در فوتبال آلمان چه اندازه بود؟
- بكن باوئر يكي از بزرگترين مربيان و مديران فوتبال در دنياست. شايد اين حرف او در آن روز به نوعي عمليات رواني براي كاستن از فشار رواني روي اين تيم بود.
شايد او ميخواست انتظار مردم آلمان را از تيم ملي كشورشان پايين بياورد كه البته كار بسيار خوبي بود. برخلاف ديگر كشورها كه ابتدا تيم را بالا ميبرند تا در آينده آن را به زمين بكوبند، اما بكن باوئر با اين كار مديريت بالاي خود را نشان داده است.
* آيا فيلم "آلمان، تابستان افسانهاي" را ديدهايد؟
- بله. من به همراه بازيكنان و همتيميهايم در هانوفر به تماشاي اين فيلم رفتيم.
وحيد هاشميان در بخش ديگري از گفتوگوي خود با ايسنا در خصوص وضعيت فوتبال ايران، جام ملتها، واگذاري تيم فوتبال پاس و ... سخن گفت. متن ادامه گفتوگوي هاشميان در زير ميآيد:
* در يك سال اخير اتفاقات عجيب و غريب در فوتبال ما كم رخ نداد. تعليق فوتبال ايران و حذف استقلال از ليگ قهرمانان آسيا دو نمونه كوچك اين اتفاقات است.
- قصد بياحترامي به هيچ كس را ندارم اما، اگر بخواهم بدون رودربايستي بگويم، فكر ميكنم كه يك سال گذشته بدترين سال فوتبال ايران به لحاظ مديريتي بود. من به ياد ندارم كه چنين شرايطي بر فوتبال ايران حاكم شود و اين يك سال از لحاظ مديريت ضعيفترين مديريت تاريخ فوتبال ايران است.
* فكر ميكنيد دليل اين ضعف مديريت چيست؟
- مهمترين دليل نداشتن رييس فدراسيون است. فدراسيون فوتبال ايران يك سال است كه رييس ندارد و براي تيمي كه در آسيا داعيه اولي و قهرماني دارد به هيچ وجه خوب نيست كه چنين شرايطي به وجود بيايد. اين ضعف مديريت فدراسيون را ميرساند.
* و شايد دخالت فيفا در فوتبال ايران ثابت كننده نظريه شما باشد؟
- قطعا، وقتي فيفا به ما ميگويد چه كنيم و چه نكنيم اين نشان دهنده ضعف مديريت حاكم است. ضعفهاي ديگر نيز در فوتبال ما وجود داشته. به عنوان نمونه به جز بازي با مكزيك كه نميدانم چگونه انجام شد ما هيچ بازي مناسبي نداشتيم.
شايد مقابل مكزيك به اين دليل بازي كرديم كه تيم خوبي است، وگرنه شما ميدانيد كه زمان اين بازي مناسب نبود. مشكلات مديريت در استقلال و پرسپوليس را هم به اين مشكلات اضافه كنيد. چرا بايد تيم پرطرفداري مثل استقلال تنها به خاطر يك فاكس نزدن به ليگ قهرمانان آسيا نرفت و سهميه فوتبال ايران را از بين برد.
اين مساله علاوه بر اين كه ضعف مديريت در استقلال را نشان ميهد، به ضعيف بودن مديريت فدراسيون هم مربوط است. از طرف ديگر شما تنها در فوتبال ايران ميبيند كه فولاد با سابقه قهرماني امسال به رقابتهاي پلي اف صعود كند. اين عادي نيست و مديريت بيثبات فوتبال ايران را نشان ميدهد.
* كارنامه امير قلعهنويي در يك سال اخير را چگونه ارزيابي ميكنيد؟ شايد صعود تيم ملي به جام ملتها اوج كار قلعهنويي در تيم ملي باشد.
- ما نبايد به اين فكر كنيم كه تيم ملي به جام ملتها صعود نكند. ما بايد هميشه به اين مسابقات صعود كنيم. مهمترين نكته اين است كه آنجا چه ميكنيم. اولين چيزي كه وجود دارد اين است كه ما براي تيم ملي چه كاري انجام داديم كه تا اين حد توقعمان از تيم بالاست.
به نظر من ايران استعدادهاي خوبي دارد اما، با بينظميهاي موجود و امكاناتي كه داريم نبايد توقع قهرماني حتمي داشته باشيم. شما برويد تحقيق كنيد و ببينيد كه كره جنوبي، ژاپن، استراليا و عربستان چگونه برنامهريزي كردند، ما چطور.
ضمن آن كه قلعهنويي هم تنها يك مربي است، مدير و همه كاره كه نيست. او ميتواند بازيكنان را انتخاب كند و بازيكنان آماده را تحويل دهد، ولي هماهنگ كردن بازيهاي دوستانه، اردو گذاشتن و پرواز خوب جز وظايف قلعهنويي نيست.
ما پرواز دو ساعته تهران – دوحه را شش ، هفت ساعت در راه بوديم. اينها تمام نكات ريزي هستند كه وقتي كنار هم قرار بگيرند ميتوانند شرايط يك تيم را كاملا تغيير دهند. اگر ما اين نكات را رعايت كنيم ميتوانيم موفق باشيم ولي اگر كنار هم نباشند بايد توقعمان را هم پايين بياوريم.
* در شرايطي كه كمتر از يك ماه تا شروع جام ملتها زمان داريم چه كاري بايد انجام دهيم؟
- زمان گذشته و در حال حاضر نميتوان كاري كرد. بهترين كار اين است كه مطبوعات و رسانهها از تيم ملي حمايت كنند چرا كه رسانهها نقش زيادي در موفقيت يك تيم دارند، رسانهها ميتوانند به تيم ملي آرامش بدهند.
اگر خاطرتان باشد پيش از جام جهاني شرايط خوبي نبود اما، در طول مسابقات رسانهها با تمام توان در خدمت تيم ملي بودند و شايد خبرنگاراني در آلمان بودند كه پس از شكست ايران برابر مكزيك گريه كردند. مربيان هم بدون شك وظايفشان را به خوبي ميدانند. بازيكنان هم بايد تمام تلاششان را انجام دهند و اميدوارم با هماهنگي و همبستگي ضعف هاي موجود را بپوشانيم و با اين شرايطي كه وجود دارد اميدوارم كه بتوانيم حداقل جز چهار تيم پاياني جام ملتها قرار بگيريم.
* خيليها معتقدند با خداحافظي دايي وظيفه اصلي در خط حمله بر دوش شماست.
- هيچ وقت به اين فكر نميكنم، قبل از اين دايي بوده يا نبوده يا الان كسي نيست و مسووليتها بر روي دوش من است. به اين چيزها فكر نميكنم. هميشه چه در بازي ملي و چه باشگاهي سعي ميكنم بهترين عملكردم را ارايه كنم. يك روز بدنم روي فرم است و يك روز نيست اما، هيچ وقت كم كاري نميكنم و بازيهاي عاديام را انجام ميدهم. ضمن آن كه مسووليت تنها روي دوش من نيست. همه بازيكنان بايد احساس مسووليت كنند.
* به نظر شما در مرحله گروهي كدام حريف براي ما سختتر است؟ چين، مالزي يا ازبكستان؟
- چين هميشه روبروي ايران ضعيف بوده اما، دليل نميشود كه اين بار هم بخواهد شكست بخورد. دفعه قبل هم كه در جام ملتها باختيم، چين ميزبان بود و در ضربات پنالتي باختيم. با اين حال به نظر من اگر فوتبال هميشگيمان را بازي كنيم ميتوانيم موفق شويم.
چين هميشه شرافتمندانه بازي ميكند و مثل بحرين و قطر نيست، اميدوارم اين بار هم اين گونه باشد. از ازبكستان شناختي ندارم، تا به حال مقابل اين تيم بازي نكردهام اما، تيم هايي كه از كشورهاي شوروي سابق هستند خلاقيت كمي دارند و با كار گروهي به هدفشان ميرسند. قدرت بدني بالاي دارند و اگر ازبكستان هم اين گونه باشد بازي سختي مقابل اين تيم داريم. ضمن آن كه مالزي هم ميزبان است و ممكن است همين تيم هم از ما مساوي بگيرد.
* كدام تيمها مدعي قهرمانياند؟
- غير از ايران كه از غرب آسيا ميآيد، فكر ميكنم كه ژاپن، كره جنوبي يا حتي چين هم مدعي هستند و مدعي قهرماني به غير از ايران از شرق آسيا ميآيد.
* در جام ملتهاي 2004 كه غيبت داشتيد هيچ وقت اين احساس را داشتيد كه اي كاش ميتوانستيد به تيم ملي كمك كنيد؟
- من يك سوال از شما دارم، سال 2000 كه من با تيم ملي بودم آيا گذاشتند كه من بازي كنم. 45 روز من را از تمرينات دور كردند و من را به لبنان بردند و آنجا تنها 20 دقيقه بازي كردم. من هم از هامبورگ ضربه خوردم و هم در تيم ملي بازي نكردم.
تيم ملي آن موقع تمام معيارها لياقت نبود. بازيكناني بودند كه با فحش دادن در تيم ملي فيكس ميشدند. به نظر من آن زماني كه به تيم ملي برگشتم شرايط بد بود و تيم ملي در آستانه حذف شدن قرار داشت. دو بازي خارج از خانه داشتيم و بايد در هر دو بازي پيروز ميشديم.
اگر آن موقع به تيم ملي برگشتم به اين دليل بود كه اگر ميباختيم همه تقصيرها بر گردن من ميافتاد، در آن شرايط سخت آمدم و خدا خواست و تيم به مرحله بعد صعود كرد. به هر حال معتقدم تيمي كه در جام ملتهاي 2004 در مسابقات حضور داشت تيم بسيار خوبي بود.
* نظرتان درباره قهرماني سايپا با مربيگري علي دايي چيست؟
- معتقدم نكته خوبي در فوتبال ايران وجود دارد و ديگر مثل گذشته نيست كه حتما قهرمان از ميان پرسپوليس و استقلال انتخاب شود. سابق شرايط خوبي وجود نداشت و قهرمانيهاي تكراري اين دو تيم به فوتبال ما ضربه ميزد. اما در اين چند ساله ميبينيم كه تيمهايي مثل سپاهان، فولاد و سايپا قهرمان ميشوند. اين به ديگر تيمها انگيزه ميدهد.
من به دايي تبريك ميگويم كه در نخستين سال مربيگرياش تيماش را قهرمان كرد. با توجه به فشارهاي روحي كه روي او وجود داشت كار سختي بود اما، توانست سايپا را قهرمان كند. از سويي ديگر استقلال هم ميتوانست به راحتي قهرمان شود.
تغييرات مديريتي كه انجام شد صد در صد روي اين تيم تاثير گذاشت و ترسي را به دل بازيكنان و مربيان راه داد. روحيه تيم تيم افت كرد و در هفته هاي آخر استقلال قهرماني را با دست خودش از دست داد.
* گويا به خوبي ليگ ايران را دنبال ميكرديد؟
- بله، بازيهاي استقلال اهواز را نميديدم اما، اسامي بازيكنان اين تيم نشان ميدهد كه بازيكن معروفي ندارند، اين كه اين تيم توانست تا آخرين لحظه در كورس قهرماني بماند كار بزرگي است. ضمن آن كه شنيدم در يكي، دو بازي اشتباهات داوري اجازه پيروزي به اين تيم را نداده است.
پرسپوليس هم دير جنبيد و با آن شرايط بدي كه داشت در نهايت سوم شد. به نظر من ليگ امسال چيزهاي عجيبي داشت. قهرماني سايپا و سقوط فولاد از اين اتفاقات بود. امسال ليگ پر فراز و نشيبي داشتيم. يك روز استقلال 12 امتياز از پرسپوليس پيش بود اما، در پايان با يك امتياز كمتر، چهارم شد، يا سايپا با چهار پيروزي در نيم فصل دوم قهرمان شد. معتقدم كه جام جهاني و برنامهريزي نامناسب بر ليگ ما تاثير منفي گذاشت.
* با اين حال بسياري معتقدند كه اگر پرسپوليس و استقلال قوي باشند، تيم ملي هم قوي خواهد شد.
- براي من يك مثال بزنيد. در چه سالي اين طور بود.
* مثلا سال 1990 استقلال و پرسپوليس خوب بودند و تيم ملي قهرمان پكن شد.
- من معتقد نيستم كه بايد پرسپوليس و استقلال را تضعيف كرد. اين دو تيم به خاطر هواداران ميليوني كه دارند جزو مهمترين تيمهاي ايران هستند. به نظر من بايد به تيمهاي ديگر فرصت بدهيم. در سال 90 كه شما مثال زديد فوتبال ما به اين صورت حرفهاي نشده بود و بازيكنان براي رسيدن به تيم ملي و مشهور شدن مجبور بودند به پرسپوليس و استقلال بيايند.
اما وقتي تيمهايي مثل ذوبآهن، سپاهان و فولاد سرمايهگذاري كردند و بازيكنان خوبي را جذب كردند، پرسپوليس و استقلال تضعيف شده به لحاظ مالي نتوانستند مانند گذشته بازيكنان بزرگ را جذب كنند. اين نتيجه بدي نيست. ما در جام جهاني تيمي متشكل از تيمهايي مثل فولاد، صباباتري، ابومسلم و پاس داشتيم و تيم ملي در واقع منتخب باشگاهها بود.
• اگر علي دايي سرمربي تيم ملي شود حاضر هستيد زير نظر او كار كنيد؟
- من با علي دايي هيچ گاه مشكلي نداشتم. شايد دايي با ديگر بازيكنان مشكلاتي داشت. اما، من و او هيچ برخوردي با هم نداشتيم. هميشه گفتهام علي دايي براي فوتبال ايران زحمات زيادي كشيده و اين رسم جوانمردي نيست كه او را بكوبيم.
دايي براي فوتبال ايران زحمت كشيده و پيشكسوت من است و هميشه به او احترام ميگذارم. متاسفانه عادت بدي در فوتبال ايران وجود دارد، تا وقتي كه يك بازيكن بر روي قدرت است به او احترام ميگذارند اما، تا اين كه ميرود پشت سرش حرف ميزنند.
بعضي از بازيكنان تا وقتي كه برانكو بود از او تعريف ميكردند اما وقتي رفت گفتند كه او شجاع نيست. به نظر من برانكو آنقدر شجاعت داشت كه بازيكناني نظير آن ها را انتخاب كرد. علي دايي تا وقتي بود همه با او دوست بودند اما، وقتي دايي رفت پشت سرش حرف زدند.
* بعضي كارشناسان معتقدند با شرايط فعلي صعود به جام جهاني 2010 مثل يك رويا است.
- نميدانم در فوتبال ما چه ميگذرد. وقتي داشتيم براي حضور در جام جهاني به آلمان ميرفتيم بعضيها ميگفتند كه تيم ملي به جمع 4 تيم نهايي صعود ميكند اما، حالا ميگويند كه اگر به جام جهاني 2010 برويم مثل رويا است. تفاوت زيادي بين اين صحبتها وجود دارد اما، معتقدم حضور در جام ملتها ميتواند محك خوبي براي ما باشد.
* ارزيابيتان از عملكرد لژيونرها در فصل گذشته ليگهاي اروپايي چيست؟
- به نظر من بهترين اتفاقي كه افتاد رفتن آندرانيك تيموريان به انگليس و حضور نكونام در اسپانيا بود. زماني همه بازيكنان ايراني به آلمان ميآمدند كه اين به هيچ وجه براي فوتبال ما خوب نبود اما، حضور بازيكنان ايراني در ليگهايي مثل اسپانيا، ايتاليا و انگليس تجربه بسيار خوبي است.
طبيعي است كه هر كس به ليگ جديدي برود بايد به زبان، فرهنگ و نوع تمرينات آن كشور عادت كند. اين زمان ميخواهد و طول ميكشد. بر خلاف تصورم آندو و نكونام خيلي زود در تيمهايشان جا افتادند. فكر ميكردم آن ها براي حضور در تركيب ثابت تيمهايشان يكي، دو سال زمان نياز داشته باشند اما، خيلي خوب آن ها خودشان را تثبيت كردند. به نظر من كارنامه اين دو بسيار خوب بود. به شرطي كه در آينده مغرور نشوند ميتواند به تيمهاي بالاتر بروند.
علي كريمي هم شرايط سختي در بايرن مونيخ داشت. بازيكنان زيادي در اين تيم هستند. زماني كه علي به بايرن ميرفت گفتم كه آنجا همه چيز لياقت نيست.
كريمي تكنيكاش از همه بازيكنان بايرن بالاتر بود اما، آنجا همه چيز توانايي و لياقت نيست. در مورد رحمان رضايي هم بايد بگويم كه بعضي وقتها تغيير تيم شرايط يك بازيكن را به كلي عوض ميكند. رحمان در مسينا ثابت بود اما، هنوز نتوانسته در ليورنو به تركيب اصلي راه پيدا كند، اين دليلي بر بد بودن يك بازيكن نيست. مهدويكيا هم طبيعي بود در سالي كه تيم شرايط خوبي نداشت، مثل هميشه نباشد، در حالي كه دو فصل قبل با هامبورگ فوقالعاده بود.
* فكر ميكنيد مربيگري علي دايي و خداداد عزيزي و عملكرد آن ها، در آينده مربيگري شما تاثيرگذار است؟
- معتقدم كه مربيگري هم مثل بازي كردن استعداد ميخواهد. دايي و خداداد سالهاي زيادي را در خارج از ايران بازي كردهاند و زير نظر بهترين مربيان تمرين داشتهاند و طبيعي است كه دانش آن ها از مربياني كه تنها درس تختهاي گذراندهاند بيشتر باشد. هوشي كه دايي و خداداد دارند تضمين كننده موفقيتشان است.
خداداد با ابومسلم ششم شد و اين كارنامه خوبي در سال او مربيگري است. بايد بازيكناني نظير گل محمدي هم را به اين چرخه وارد كنيم و اين گونه بايد فوتبال سنتي را از فوتبال ايران جدا كنيم.
* چه قدر به مربيگري در آينده فكر ميكنيد؟
- هم اكنون تنها به فكر فوتبال بازي كردن هستم اما، در فكر حضور در اين كلاسهاي مربيگري نيز هستم و فيلمهاي مربيگري نيز ديدهام.
* شما يكي از بازيكنان قديمي نسل جديد پاس هستيد. فكر ميكنم كه منحل شدن اين باشگاه براي شما ناراحت كننده بود.
- متاسفانه من پيش از حضور در آلمان در دو تيمي بازي كردم كه هر دو منحل شدند. فتح و پاس ديگر نيستند. يك نكته جالبي وجود دارد. من زماني كه فوتبال بازي نميكردم هميشه طرفدار پاس بودم و فكر ميكنم علاقهام از سال 1369 به اين تيم بيشتر شد.
تمام هم سن و سالهاي من طرفدار استقلال و پرسپوليس بودند اما، من طرفدار پاس بودم. پاس در آن سال ها قهرمان تهران و آسيا شد. نميخواهم هم اكنون بگويم كه تازه طرفدار پاس شدهام بلكه من از قديميترين هواداران اين تيم هستم. آمدن من به پاس هم بر اساس اتفاقات سربازي بود.
قصد داشتم دوران سربازيام را در فتح بگذرانم اما، مشكلات مديريتي در اين باشگاه باعث شد كه علاقهاي به رفتن به فتح نداشته باشم. آن زمان فركي چون براي تيم پاس بود از طريق سعيد پرورش من را به پاس آورد. پاس هم براي فوتبال من زحمتهاي بسياري كشيد و من خيلي به اين تيم تعصب دارم.
* وقتي خبر منحل شدن پاس را شنيديد چه احساسي داشتيد؟
- اولين بار به وسيله SMS يكي از دوستان متوجه اين موضوع شدم. در ابتدا فكر ميكردم اين يك شوخي است چرا كه نميتوانستم باور كنم كه ميشود پاس را هم فروخت. وقتي يك تيم 42 سال سابقه دارد حتي نميتواني تصور كني كه ميتوان اين تيم را نيز فروخت.
از ابتدا مطمئن بودم كه مسوولان بلند پايه ورزش اجازه چنين اتفاقي را نميدهند اما، متاسفانه تا هم اكنون اين گونه نشده، هر چند كه اميدوارم اين اتفاق رخ ندهد.
* گويا خيلي از اين مساله ناراحت هستيد؟
- ببينيد، پاس تيمي است كه غير از يك سري جوان سرمايه ديگري نداشته و هر چه تا به حال به ست آمده تنها به روي تلاش مجموعه اين باشگاه بوده است. چند سال است كه پاس سرمايهگذاري ميكند اما، وقتي قهرمان آسيا شد چنين نبود.
پاس هميشه تيمي بوده كه مديران خوبي داشته. از تيمسار ملاحي تا سردار آجرلو و عقبائي همه جزو مديران موفق بودهاند. به لحاظ مربي هم پاس بهترين است. حشمت مهاجراني، اصغر شرفي، همايون شاهرخي، فيروز كريمي، فرهاد كاظمي، حسين كازراني، حسن حبيبي و مهدي مناجاتي بهترين مربيان فوتبال ايران بودهاند كه در مكتب پاس به بهترين نتايج رسيدهاند.
پاس به لحاظ بازيكن هم چنين شرايطي داشته است. بازيكنان اين تيم هميشه از پاس كارشان را شروع كردهاند و من و جواد نكونام آخرين بازماندههاي باشگاه هستيم كه در اروپا بازي ميكنند. به لحاظ افتخار هم قهرماني در ايران و آسيا را به دست آورده است. پاس تيمي ريشهدار است كه به لحاظ اخلاقي هم نمونه بوده است.
نميدانم با چه استدلالي امتياز باشگاه را واگذار كردهاند. گفتهاند بايد تيمها خصوصي شوند تا اين گونه داراي امكانات شوند. پاس جزو معدود تيمهاي كامل به لحاظ امكانات بوده و براي من قابل قبول نيست كه اين تيم منحل شود. نميدانم چگونه مسوولان بلند پايه ورزش و مسوولان سياسي ايران اجازه ميدهند چنين تيمي منحل شود.
* پاس منحل شده و بايد الوند همدان جايگزين اين تيم شود و به نظر نميرسد كه كاري بتوان انجام داد.
- من هميشه وقتي تيمي شهرستاني قهرمان ميشود خوشحال ميشوم و با وجود اين كه تهراني هستم، كمي ضد تيمهاي تهراني هستم چرا كه فكر ميكنم اين تيمها سرمايه كشور را ميگرفتند و قهرمان ميشدند.
هم اكنون نيز خوشحال ميشوم كه همدان بتواند در ليگ ايران نماينده داشته باشد. همه ميدانند كه ما مديون خون شهدا هستيم و بايد از آن ها ياد كنيم اما، همه چيز اصول و چارچوبي دارد. تيم همدان اگر ميخواهد در ليگ ايران حضور داشته باشد بايد مشكلات زيادي را حل كند.
همدان هيچ وقت فوتبال نداشته و به همين دليل بايد با پول كمبودها را جبران كند و اين گونه بايد سالي دو – سه ميليارد هزينه كند و قطعا اين مقدار پول به روي مردم همدان فشار ميآورد. آن ها تا دو، سه سال ميتوانند به اين شيوه ادامه بدهند اما، به محض اين كه مديريت عوض شود شايد مدير بعدي چنين هزينههايي را قبول نكند. اين چنين تيم ضعيف ميشود و بعد از چند سال منحل ميشود. آن زمان است كه افسوس منحل شدن پاس را خواهيم خورد.
* اما همدانيها به داشتن تيمي در ليگ برتر مصمم هستند.
- بهتر است آن ها از ابتدا و پايهاي شروع كنند. اين تيم ميتواند در ليگ منطقهاي شركت كند و پله، پله به ليگ برتر صعود كند. كاري كه تيمهاي ديگر نظير شيرين فراز انجام دادند. هيچ كس نميتواند به اين تيم انتقاد كند چرا كه بيشتر بازيكنانش بومي است.
اگر ميخواهيم يك تيم را بخريم تا فوتبال يك شهر را معروف كنيم مشكلاتي ايجاد ميشود. فروش پاس مثل اين ميماند كه شما يك گل را از باغچه بچينيد و آن را بگذاريد وسط كوير. در ابتدا ميگويند چقدر اين گل قشنگ است اما، چند روز بعد از بين ميرود. با اين اتفاقاتي كه افتاد قدمت پاس نابود شد و مطمئن باشيد چون تيم همدان ريشه ندارد موفق نخواهد شد.
* براي تكرار نشدن چنين اتفاقاتي چه بايد كرد؟
- معتقدم فدراسيون بايد قانون را عوض كند و اجازه ندهد كه امتياز تيمها واگذار شود. اين بزرگترين ضعف فوتبال ايران است. اگر فدراسيون چنين نكرد باشگاهها بايد اتحاديهاي تشكيل بدهند و از حقوق خود دفاع كنند.
شخصيت فوتبال ايران بالا است و نبايد آن را با بنگاه معاملاتي اشتباه بگيريم. به نظر من فدراسيون بايد از باشگاه پاس ميپرسيد كه ميتواند در ليگهاي پايينتر بازي كند يا خير. اين كه بخواهيم تيمي با سابقهاي همچون پاس را به تيمي كه اصلا وجود نداشته بفروشيم كار اشتباهي است.
در ايران مثل بنگاه تيم ها را خريد و فروش ميكنند و متاسفم اين مساله گريبان تيم بزرگي مثل پاس را گرفت. با اين حال يك چيزي وجود دارد كه من را بسيار ناراحت كرده است. چرا كريمي، كاظمي، شاهرخي، مهاجراني، حبيبي و ديگر پيشكسوتهاي پاس كاري انجام ندادند.
چرا آن ها جمع نشدند تا از انتقال امتياز باشگاه پاس جلوگيري كنند؟ چرا هيچ كس نرفت با يك مسوول صحبت كند؟ وقتي يك پنالتي ميشود همين آقايان تمام روزنامهها و تلويزيون را به هم ميريزند اما، براي منحل شدن تيمي كه آن ها را به وجود آورده هيچ واكنشي نشان نميدهند.
اميدوارم كه مسوولان اجازه ندهند پاس از بين برود چرا كه به فوتبال ايران ضربه ميزند. شايد الوند همدان پاس را بخرد اما، آيا ميتواند كاپهاي قهرماني پاس را هم بخرد؟ آيا ميتواند قدمت و سابقه را هم بخرند؟
* خود شما چه كار عملي انجام دادهايد؟
- چه كار بايد بكنم. بايد بگويم نميآيم براي تيم ملي بازي كنم كه در اين شرايط نميتوانم چنين تصميمي بگيرم.
* در اين شرايط چه كاري ميتوان انجام داد؟
- خوشبختانه تمام بنيانگذاران پاس زنده هستند. اين پيشكسوتان نبايد اجازه بدهند پاس از بين برود يا حتي بايد يك تيم را بخرند و به اسم پاس از پايين شروع كنند و آن را به بالا بياورند.
* آيا خودتان حاضر هستيد از اين تيم حمايت كنيد؟
- صد در صد حمايت ميكنم. اگر همه متحد شوند چرا اين كار را انجام ندهم. حتي اگر شده بايد تيمي به نام پاس در ليگ تهران فعاليت كند.
* استدلال انتقال امتياز باشگاه پاس خصوصي سازي بوده است.
- اگر قصد خصوصي سازي داريم بايد از تيمهايي مثل استقلال و پرسپوليس شروع كنيم كه نه پول دارند و نه زمين.چه ايرادي دارد كه از اين دو تيم شروع كنيم كه هيچ امكاناتي ندارند.
پاس هم زمين دارد و هم امكانات. قدمت و تاريخ هم جز باشگاه پرافتخار پاس است. اميدوارم كساني كه در فدراسيون هستند در انتقال اين تيم كمكي نكنند. چون اين كار به ضرر فوتبال ايران خواهد بود.
* بازيكنان بسياري فوتبال خود را در باشگاهي به پايان ميبرند كه فوتبال خود را از همانجا آغاز كردهاند. اما با توجه به رخدادهاي اخير فوتبال ايران و انحلال پاس هاشميان امكان اين كار را نخواهد داشت. اين امر را چگونه ميبينيد. آيا در كشوري همانند آلمان هم تيمي با 42 سال سابقه يك شبه محو ميشود؟
- دوست دارم در پاسخ به اين پرسش به مثالي از فوتبال آلمان اشاره كنم. درآلمان تيمي به نام هوفنهايم وجود دارد.
اين تيم به تازگي راهي بوندس ليگاي 2 شده است. هدايت اين تيم بر عهده يك مربي نام آشناي آلماني به نام رالف راينيك است كه سالها قبل هدايت شالكه را بر عهده داشت. او زماني نامزد مربيگري تيم ملي آلمان هم بود كه به دليل هدايت شالكه از قبول سرمربيگري تيم ملي خودداري كرد.
هوفنهايم از دسته پنجم رقابتهاي فوتبال درآلمان كارش را شروع كرد. شخص ثروتمندي از اين تيم حمايت ميكند. اما با وجود امكانات مالياش تصميم گرفت هدفمندانه و با برنامه از دسته پايين شروع كند. اين فرد ميتوانست با خريد يكي از باشگاه هاي دسته اول در اين دسته تيمداري كند. اما اين كار را نكرد. او خواست تيمش را پايهاي شكل دهد و بر اساس استانداردها و ضوابط خاص خود بالا بياورد. هوفنهايم از دسته پنجم كارش را شروع كرد و اكنون به بوندس ليگاي دو رسيده است.
مدير و سرمربي باشگاه هدف خود را ماندن در دسته دوم اعلام كردند تا بتوانند زير ساختهاي لازم براي حضور دائم در بوندس ليگاي يك را فراهم كنند، نه آن كه به حضوري موقت و يكي و دوساله در بوندس ليگاي يك دلخوش كنند، توجه آن ها به زير ساختها است نه حضور موقت و چند وقته.
به افكار بلند مديريتي در اين باشگاه توجه كنيد. او ميتوانست به راحتي با صرف هزينههاي هنگفت و خريد بازيكنان بزرگ در بوندس ليگاي يك حاضر باشد. اما اين كار را نكرد و گفت اين موضوع در اين مقطع براي ما ضرر دارد. با نمايش خوب در بوندس ليگاي دو و تقويت تيم و ريشه گرفتن تيم راهي بوندس ليگاي يك خواهيم شد.
شما اين تفكر را با تيمهايي كه در ايران شكل ميگيرند، مقايسه كنيد. در آلمان هم ميشود به راحتي پول خرج كرد و در دسته يك حاضر بود اما همه چيز بر اساس برنامه پيش ميرود.
* دوست داريد كه فوتبال تان را در پاس به پايان برسانيد؟
- هميشه آرزو داشتم كه يك روز مربي پاس شوم و با اين تيم افتخارات زيادي كسب كنم. من و امثال من به اين تيم مديونيم و دوست دارم كه هر وقت شد به اين تيم خدمت كنم.
سختگیری بیش از حد ماگات علت افت بایرن آنها بی انگیزه بودند
به قلم وحید هاشمیان
تیم فوتبال بایرن مونیخ برخلاف سال های گذشته در این فصل از رقابت های بوندس لیگا هیچگاه نتوانست همان تیمی باشد که فوتبال دوستان انتظار آن را داشتند.
عدم راه یابی به لیگ قهرمانان اروپا، افتضاحی بود که خیلی از هواداران بایرن حتی در کابوس هایشان هم نمی توانستند آن را ببینند. شاید به نوعی بتوان علت ناکامی باواریایی ها در این فصل به چند موضوع دسته بندی و خلاصه کرد.
یکی از دلایل افت بایرن در فصل جاری خستگی ناشی از رقابت های جام جهانی 2006 آلمان بود. فوتبال زدگی پس از رقابت های جام جهانی گریبان بسیاری از تیم های بزرگ فوتبال جهان را گرفت که بایرن با توجه به داشتن ملی پوشان متعدد خارج از این قاعده نبود و اسیر چنین معضلی شد.
بی انگیزگی به عنوان یکی دیگر از دلایل ضعف سرخپوشان مانع از رسیدن آنها به جام قهرمانی بوندس لیگا در فصل 2007-2006 شد. بسیاری از مردان این تیم بیش از 5 یا 6 سال سابقه حضور در بایرن را دارند و در کنار یکدیگر موفقیت های فراوانی را کسب کرده اند. آنها به نوعی اشباع شده و دیگر انگیزه ای برای خودنمایی نداشتند. جذب بازیکنان تشنه و پرانگیزه و ببرهایی که همچنان طالب رسیدن به افتخارات بیشتر هستند می تواند بایرن را از چنین شرایطی خارج کنند.
سران بایرن مونیخ نیز در عدم موفقیت این تیم در فصل جاری بوندس لیگا نقش عمده ای را داشته اند. آنها در این فصل بسیار کم هزینه کردند و همین صرفه جویی بی مورد باعث از دست دادن قهرمانی شد.
اما مساله ای که در بین بیش از سایر موارد به چشم خورد، کاهش رابطه های عاطفی و دوستانه در این تیم بود. فلیکس ماگات سرمربی سابق این تیم فردی بسیار خشک و سختگیر بود. او طی 2 سال حضورش در مونیخ باعص شد تا رابطه دوستانه بین بازیکن کمرنگ تر شود. در این راستا آنها نتوانستند به خوبی با مربی خود ارتباط برقرار کنند.
باید این نکته بسیار مهم را قبول کرد که باواریایی ها در 3 جبهه بوندس لیگا، لیگاپوکال (جام حذفی) و لیگ قهرمانان اروپا جنگیدند که البته در هر 3 جام نیز ناکام ماندند. تحمل این همه فشار در جوی که در آن صمیمیت رنگ باخته باشد، کار بسیار دشواری است.
حالا دیگر کسی از بایرن مونیخ نمی ترسد و با از بین رفتن ترس، تیم هایی که تنها برای نباختن به مصاف بایرن می رفتند، اکنون به کمتر از 3 امتیاز مقابل این تیم قناعت نمی کنند. آمار بد و شکست های خارج از خانه دیگر دلهره و هراس از بایرن مونیخ را نزد حریفان از بین برده و آنها را مقابل سرخپوشان جسور کرده است.
مورد دیگری که می توان به آن به دید فنی به آن نگاه کرد، این است که از دادن ستاره ای مانند میشائیل بالاک، ضربه جبران ناپذیری را به تیم وارد کرد. او مدیری لایق و خلاق در زمین بود و بازی فوق العاده را برای تیمش به نمایش می گذاشت. قدرت مدیریت و رهبری بالاک در بسیار از مواقع برای تیم کارساز و کارگشا بود و عدم جایگزین کردن مهره مناسب باعث ضعف در خط میانی و در کل تیم شد.
همچنین رفتن بازیکنانی نظیر ژوزه زی روبرتو و روبرت کواچ نیز به تضعیف هرچه بیشتر بایرن مونیخ کمک کرد. بازیکنانی که جانشینانی در تیم نداشتند و مسوولان تیم نیز نتوانستند جای خالی آنها را پر کنند.
در این بین نیرومندتر شدن تیم هایی نظیر شالکه، اشتوتگارت و وردربرمن هم مزید بر علت شد. وردربرمن خریدهای بسیار خوبی را انجام داد و تیم فوق العاده خوبی را مهیا کرد. در سوی دیگر میدان، اشتوتگارت تیمی جوان و باانگیزه را در اختیار داشت. این تیم با هزینه ای نسبتاً پایین اکنون تبدیل به قطبی در فوتبال آلمان شده است.
در خصوص شالکه نیز باید به سوابق این تیم مراجعه کرد. شالکه تیم خوب و استخواندار با بازیکنانی بزرگ و ارزشمند است که توانسته خود را به عنوان یک مدعی در چند سال اخیر مطرح کند.
قلعه نویی: هکینگ از هاشمیان رضایت دارد
امیر قلعه نویی سرمربی تیم فوتبال کشورمان پس از تماشای بازی تیم های هانوفر و کوتبوس با دیتر هکینگ سرمربی هانوفر دیدار و گفت و گو کرد
این گفت و گو هکینگ از حضور سرمربی تیم ملی ایران در ورزشگاه AWD شهر هانوفر و اهمیت وی به بازیکنان ملی پوش ابراز خرسندی کرد.
هکینگ همچنین با اظهار رضایت از عملکرد وحید هاشمیان در تیمش برای تیم ملی ایران در رقابت های جام ملت های آسیا آرزوی موفقیت کرد.
امیر قلعه نویی که برای زیر نظر گرفتن وضعیت لژیونرها به اروپا سفر کرده، پس از تماشای بازی هانوفر و کوتبوس از نحوه عملکرد هاشمیان در این بازی کاملاً رضایت داشت.
وي درباره استراحت دادن به هاشميان به ایسنا گفت: "يكي از دلايل مذاكره ما با مديران و مربيان تيمهايي كه لژيونرهاي ايراني در اختيار دارند، همين مساله بود. مقرر شد كه پس از پايان رقابتهاي بوندسليگا يك تا دو هفته به بازيكنان از جمله وحيد هاشميان استراحت بدهيم، ضمن آن كه از قبل هم ما در برنامههاي مان اين مساله را ديده بوديم."
در حضور 90 دقیقه هاشمیان هانوفر، کوتبوس را هم مغلوب کرد
تیم فوتبال هانوفر با ارائه یک بازی کاملاً برتر موفق شد در خانه خود انرگی کوتبوس را مغلوب کرد.
در این بازی که جمعه شب در AWD آره نا برگزار شد، هانوفر با گل های وینیسیوس در دقیقه 37 و بروگینک در دقیقه 83 کوتبوس را شکست داده و فعلاً در رده هفتم جدول رده بندی جا گرفت.
در این بازی وحید هاشمیان 90 دقیقه در ترکیب هانوفر حضور داشت و مطابق هفته های گذشته در نقش یک تک مهاجم و گاهی اوقات در نقش یک هافبک مرتب در زمین جای خود را تغییر می داد و با این کار مدافعان حریف را به شدت آزرد.
نقش وحید در بازی های هانوفر به قدری پررنگ است که هکینگ حاضر نیست وی را حتی در دقایق پایانی تعویض کند و این نشان می دهد که هاشمیان از نظر قدرت بدنی نیز در وضعیت خوبی قرار دارد.
گفت و گو با وحید هاشمیان: فصل آینده هم در هانوفر خواهم ماند
وحید هاشمیان مهاجم ملی پوش کشورمان در گفت و گو با سایت اختصاصی خودش درخصوص آخرین وضعیت خود، هانوفر و تیم ملی سخن گفت.
متن کامل این مصاحبه را در زیر ملاحظه می فرمائید:
- وضعیت هانوفر در این روزهای پایانی لیگ چگونه است؟
هاشمیان: تیم ما نیم فصل دوم را بسیار خوب آغاز کرد. ما روند صعودی مناسبی را داشتیم. با چندین برد پیاپی به رده های بالای جدول بوندس لیگا صعود کردیم، اما به ناگاه در 5 بازی متوالی دچار سیر نزولی شدیم و 3 باخت و 2 تساوی حاصل کار ما در این مدت بود و هانوفر تا رتبه سیزدهم نیز سقوط کرد، ولی طی این 2 هفته اخیر بار دیگر اوج گرفتیم. ما مقابل اشتوتگارت هم خیلی خوب بازی کریدم و گل به خودی باعث شد تا مقابل این تیم شکست بخوریم. در 2 بازی اخیر مقابل مونشن گلادباخ و ماینتس، هانوفر نمایش خوبی داشت و بار دیگر روند صعودی خود را از سر گرفت تا به رده نهم رسید. در حال حاضر 3 بازی مهم پیش رو داریم و می خواهیم در هر 3 به برتری دست یابیم و به رده های بالاتر جدول صعود کنیم.
- آیا شانسی برای صعود به جام یوفا دارید؟
هاشمیان: اگر بخت به ما رو کند و ما هم همه بازی های خود را با برد پشت سر بگذاریم انشاء ا... به جام یوفا هم می رویم، هدف ما رسیدن به رده های بالاتر جدول بوندس لیگا است.
- برنامه شما برای سال آینده چیست؟
هاشمیان: من یک سال دیگر با هانوفر قرارداد دارم و به طور حتم در این تیم خواهم ماند.
- نظر آقای دیتر هکینگ در مورد شما چیست؟
هاشمیان: در حال حاضر که ایشان مرا در ترکیب ثابت قرار داده و انتظارات زیادی از من دارد. متاسفانه یا خوشبختانه تیم ما با تک مهاجم بازی می کند و وظیفه من نیز خسته کرده مدافعان حریف، درگیری و پرس کردن آنها است که و البته انرژی زیادی از من می گیرد. با این اوصاف و با توجخ به فضاسازی ها و پاس های گلی که می دهم کمتر فرصت رساندن خود به محوطه جریمه حریف و گل زدن برایم مهیا است. با این روش هافبک های نفوذی ما جلو آمده و از موقعیت ها برای گل زدن استفاده می کنند. در کل باید بگویم که آقای هکینگ از من راضی است. من هم در این فصل 4 گل زده و 7 پاس گل داده ام که در جدول موثرترین بازیکنان هانوفر در رده نخست قرار دارم.
- در حال حاضر وضعیت بدنی شما با توجه به فشارهای زیاد در فوتبال آلمان چگونه است؟
هاشمیان: همانطور که می دانید، تمرینات بدنسازی در آلمان یکی از سخت ترین تمرینات در دنیا است. چراکه اساس فوتبال آلمان بر پایه قدرت بدنی بنا شده است. طی 3 سال گذشته تمرینات سنگین و بازی های فشرده باعث خستگی زیاد من شده و باید بگویم که در این چند سال اخیر به هیچ عنوان استراحت نداشته ام. بازیکنان آلمانی در تعطیلات این فرصت را داشته اند که به استراحت بپردازند و در واقع با دور بودن از فوتبال، به ذهن، عضلات و بدن خود مدتی را به رفع خستگی بپردازند، اما متاسفانه این شرایط برای من به وجود نیامده است. به اعتقاد من کنفدراسیون فوتبال آسیا نباید یک سال پس از جام جهانی رقابت های ملت های آسیا را برگزار می کرد. شرکت در رقابت های مقدماتی جام جهانی و جام ملت های آسیا و همچنین خود رقابت های جام جهانی 2006 آلمان به علاوه بازی های دوستانه فشار زیادی را بر بازیکنان وارد آورده و متاسفانه خود من در جام جهانی با مصدومیت نسبتاً شدید از ناحیه کمر مواجه شدم. این فشردگی بازی ها تنها باعث خستگی و بالاتر رفتن ضریب مصدومیت می شود. باید بار دیگر بر نکته تاکید کنم که واقعاً به استراحت احتیاج دارم.
- در مورد بازی دوستانه ایران و مکزیک چه نظری دارید؟
هاشمیان: در خصوص این بازی اطلاعاتی خاصی ندارم، اما به اعتقاد من باید با در نظر گرفتن شرایط آب و هوای کشورهایی که قرار است در آن در رقابت های جام ملت های آسیا بازی کنیم، حریفان انتخاب شوند و با تیم هایی دیدار کنیم که نوع بازی آنها به حریفانمان شباهت بیشتری داشته باشد. من نظر خاصی درباره بازی با تیم ملی مکزیک ندارم. به هر حال این نظر کادر فنی تیم ملی بوده که با این تیم بازی کنیم و به طور قطع محترم است.
در حضور 90 دقیقه ای هاشمیان هانوفر به یک پیروزی ارزشمند دست یافت
وحید هاشمیان مهاجم ایرانی تیم فوتبال هانوفر 90 دقیقه در ترکیب تیمش بازی کرد تا شاگردان دیتر هکینگ مقابل میزبان خود یعن یماینتس به یک پیروزی ارزشمند دست یابند
هانوفر در حالی که هاشمیان را 90 دقیقه در ترکیب خود داشت با نتیجه 2 بر یک بر ماینتس غلبه کرد و توانست خود را به رتبه هشتم جدول برساند.
وحید هاشمیان در گفتگو با مهر : با یک بازی بد نیمکت نشین می شوم
مهاجم ایرانی تیم فوتبال هانوفر آلمان گفت: من از آن دسته بازیکنانی هستم که با یک بازی بد برای 5 بازی نیمکت نشین می شوند و باید تلاش کنند تا مجددا خود را به ترکیب اصلی تیم برسانند.
تیمش برابر اشتوتگارت اظهار داشت: این بازی برای ما خیلی دشوار بود زیرا مقابل تیمی بازی می کردیم که دارای شانس قهرمانی است و برای حفظ این موقعیت نیاز به برد داشت.
وی ادامه داد: متاسفانه در آغاز این بازی شروع خوبی نداشتیم و دروازه مان باز شد اما رفته رفته جریان بازی را در دست گرفتیم. در نیمه دوم به مراتب بهتر از تیم میزبان بازی کرده و حتی موفق به زدن گل تساوی شدیم. در ادامه روی اشتباه مدافع مان گل دوم را دریافت کردیم و دیگر فرصتی برای جبران نتیجه نیافتیم. در کل مربی و حتی هواداران مان از عملکرد تیم در بازی برابر اشتوتگارت راضی بودند و فکر می کنم حداقل توانستیم بازی خوبی را در خانه اشتوتگارت به نمایش بگذاریم.
مهاجم ملی پوش فوتبال کشورمان خاطر نشان ساخت: مربی تیم از عملکرد کل بازیکنان رضایت خاطر داشت و از من نیز به خاطر اینکه یک پاس گل داده بودم راضی بود. قرار بود از هفته قبل در ترکیب اصلی قرار گیرم که به علت سرماخوردگی در دقایقی کوتاه به زمین رفتم اما این هفته در جمع نفرات اصلی بودم و بازی خوبی انجام دادم و توانستم در گلی که به ثمر رساندیم نقش داشته باشم.
وی خاطر نشان ساخت: این فصل هم گل زده ام و هم پاس گل داده ام. من یک مهاجم هستم و دوست دارم گل بزنم. در حال حاضر به عنوان هافبک بیشتر در نقش یک سازنده گل ظاهر می شوم و توانسته ام تا اندازه ای موفق باشم. در فوتبال هر بازیکنی با یک بازی بد که انجام می دهد برای 5 بازی نیمکت نشین می شود و بازیکن دیگر پس از 5 بازی خوب با یک بازی بد روی نیمکت می نشیند. من جز دسته اول هستم که با یک بازی بد روی نیمکت فرستاده می شوم.
هاشمیان در خصوص آینده خود در تیم فوتبال هانوفر گفت: هنوز برای فصل آینده تصمیم گیری نکرده ام . هنوز یک فصل از قراردادم با تیم هانوفر باقی است و باید به این تعهد پایبند باشم. در عین حال برای آینده طوری تصمیم گیری می کنم که به نفع خود وفوتبالم باشد.
سخن آمار و ارقام هاشمیان موثرترین بازیکن هانوفر است
وحید هاشمیان مهاجم ایرانی تیم فوتبال هانوفر همچنان موثرترین بازیکن هانوفر در بوندس لیگا به حساب می آید
بازیکن شماره 16 قرمزها با به ثمر رساندن 4 گل و دادن 7 پاس گل با امتیاز 11 در رده بیست و دوم بوندس لیگا قرار دارد، اما در بین هانوفری ها اول است.
پس از او اشنایدر با 9 امتیاز که حاصل 3 گل زده و 6 پاس گل است قرار دارد.
تبعیض در اخبار شبکه یک سیما تیموریان آری؛ هاشمیان نه!!
شنبه عصر در رقابت های گوناگون فوتبال اروپا 2 بازیکن ایرانی برای تیم هایشان به میدان رفتند.
ابتدا و از ساعت 17 به وقت تهران، وحید هاشمیان به همراه هانوفر مقابل اشتوتگارت ایستاد و سپس آندرانیک تیموریان در قالب تیم فوتبال بولتون به مصاف آرسنال رفت.
وحید 90 دقیقه در ترکیب تیمش عرضه اندام کرد و حتی تک گل هانوفر را نیز پایه گذاری کرد و آندو نیز از دقیقه 56 به میدان فراخوانده شد و توانست مقابل شاگردان ونگر مقابله کند.
در این میان و در کمال تعجب اخبار ساعت 21 و در قسمت مجله خبری که بخشی از آن به رخدادهای ورزشی بازمی گردد، گوینده خبر ورزشی نتایج بازی های بوندس لیگا را بدون اشاره به نام وحید هاشمیان قرائت کرد و در کمال ناباوری هنگام خواندن خبر مربوط به لیگ برتر انگلستان، ضمن نشان داده شده تصویر تعویض آندرانیک از حضور وی در زمین سخن به میان آمد.
سوال اینجاست، آیا این تنها یک سهل انگاری بوده و یا سردبیر محترم برنامه اهمیتی به بازی وحید هاشمیان نداده و هنرنمایی های هلی کوپتر را فراموش کرده است. به طور حتم هم آندو و هم وحید از افتخارات فوتبال این آب و خاک هستند.
ای کاش مسوولان محترم در این خصوص توضیحی داشته باشند.
باخت هانوفر با گل به خودی هاشمیان پاس گل داد
وحید هاشمیان ستاره ایرانی تیم فوتبال هانوفر با حضور 90 دقیقه خود پایه گذار تک گل هانوفر در شکست 2 بر یک این تیم در خانه اشتوتگارت بود.
در چارچوب هفته بیست و نهم رقابت های بوندس لیگا، تیم فوتبال هانوفر میهمان اشتوتگارت یکی از تیم های مدعی قهرمانی بود که در پایان بازی را 2 بر یک به این تیم واگذار کرد.
وحید هاشمیان 90 دقیقه در ترکیب هانوفر بازی کرد و در دقیقه 61 از پاس او چروندلو برای هانوفر گل زد.
گل های اشتوتگارت را هیلبرت در دقیقه 2 و زورا (بازیکن هانوفر) در دقیقه 74 به ثمر رساندند.
هاشميان: در بوخوم شانس بيشتري داشتم
وحید هاشميان با آسيب ديدگي بلند مدت "توماس برداريج" و "گونار حيدر توروالرسون" ميتوانست در تركيب اصلي قرمزها قرار بگيرد اما، به خواست ديتر هكينگ سرمربي هانوفر اين گونه نشد تا هاشميان در ديدار برابر تيم پيشين خود براي يك نيمه روي نيمكت بنشيند.
بوخوم در فصل 4 - 2003 با شانزده گل زده سبب راهيابي اين باشگاه به رقابتهاي جام يوفا شده بود.
در همان زمان بود كه هاشميان به دليل عملكرد خوبش در ضربههاي سر ـ هلي كوپتر ـ خوانده شد.
هاشميان درباره آن روزها گفت:« حضورم در بوخوم به من كمكهاي فراواني كرد. من از آنجا خاطرههاي خوبي دارم.»
اين بازيكن سي ساله بهترين دوران خود را در بوخوم سپري كرد و از همان جا راهي بايرن مونيخ شد. اما در بايرن او نتوانست كاري از پيش ببرد و تنها بايد به بازيهاي كوتاه مدت قناعت كند. هاشميان اكنون دومين فصل حضورش را در هانوفر سپري ميكند.
او اگرچه نتوانسته است در اين تيم به اندازه دلخواهش گلزني كند،اما ارزشمندي او در آمارهاي تيمش به خوبي هويداست.
به ثمر رساندن 4 گل و 6 پاس گل، هاشميان را از موفقترينهاي باشگاهش كرده است.
گلزني اندك هاشميان براي هانوفر دلايل مختلفي دارد. در شيوه بازي با تك مهاجم هاشميان با فرصت چنداني به دست نميآورد. خود هاشميان در اين باره گفت: "به علاوه زماني كه در بوخوم بازي ميكنم از سانترهاي زيادي بهرهمند بودم و بدون شك شانس بيشتري نيز داشتم."
هاشميان اكنون اميدوار است كه تيمش به رقابتهاي فصل آينده يوفا راه پيدا كند. هر چند كه اين فرصت با شكست دو بر صفر برابر بوخوم تاكنون محقق نشده است.
هاشميان ادامه داد: "ميدانيم كه اين وظيفه بسيار دشوار است، ما در اين فصل تا اين جا به خوبي كار كردهايم، اما بازيهاي دشواري را هم داشتهايم."
هکینگ همچنان ادامه می دهد
برای چهارمین بازی متوالی وحید هاشمیان بازی های هانوفر را از روی نیمکت آغاز کرد و هانوفر هم نتوانست نتیجه بگیرد.
بی شک رابطه ای منطقی بین این موضوع است که نیمکت نشینی وحید به ضرر هانوفر شده است. تیمی که هرتابرلین را با 5 گل، آخن را با نتیجه 4 بر یک و دورتموند را 4 بر 2 شکست می دهد، اکنون مقابل قعرنشینانی چون آینتراخت فرانکفورت و بوخوم زانو می زند.
دیتر هکینگ به عنوان مربی که در یکی از بزرگ ترین لیگ های بزرگ جهان مشغول به کار است باید به خوبی بداند که نباید به ترکیب تیم برنده دست زد.
به هر حال هانوفر یکشنبه شب در خانه بوخوم 2 بر صفر مغلوب شد و 45 دقیقه تلاش وحید هاشمیان در نیمه دوم این بازی نیز ثمری برای هانوفر نداشت، چراکه بوخوم گل های خود را در دقایق 35 و 42 به ثبت رسانده بود و با محکم کردن خط دفاعی خود اجازه بازی را از هانوفر گرفته بود.
هانوفر با این شکست تلخ همچنان در پله هفتم ایستاده است.
سلام به همگی
سال نو رو بهتون تبریک می گم ئ امیدوارم این خوکهای عزیز سالی سرشار از سلامتی موفقیت برکت و عشق براتون عیدی بیارند
به امید موفقیت و درخشش همه شما در زندگی و البته برای اقای هاشمیان
23 دقیقه سهم هاشمیان هکینگ ترکیب را عوض کرد و باخت
تیم فوتبال هانوفر نتوانست سیر صعودی خود در بوندس لیگا را حفظ کند و با شکست در خانه فرانکفورت دست خالی به خانه بازگشت.
به گزارش وب سایت خبری هاشمیان، دیتر هکینگ درحالی که ترکیب تیمش را نسبت به بازی گذشته دچار تغییر کرده بود به مصاف آینتراخت فرانکفورتی آمد که در انتهای جدول تنها به 3 امتیاز بازی می اندیشید.
در نبود تارنات و بالیتش، هاشمیان و سورا نیز روی نیمکت نشسته بودند و همین تعییرات هانوفر را به سمت شکست سوق داد.
تاکاهارا در دقیقه 58 و تورک در دقیقه 74 دو گل برای آینتراخت فرانکفورت به ثمر رساندند تا این تیم با کسب 3 امتیاز خانگی به رده چهاردهم جدول رده بندی بوندس لیگا صعود کند و منتظر نتایج دیدارهای یکشنبه شب بنشیند.
هاشمیان در دقیقه 67 و به صلاحدید هکینگ به میدان آمد و یک ضربه سر نیز در حالی که با توپ فاصله زیادی داشت زد که ثمری برای هانوفر نداشت.
هانوفر با این باخت به رده هشتم سقوط کرد.
سایر نتایج شنبه شب بوندس لیگا به شرح زیر است:
هرتابرلین 2 - بایرن مونیخ 3
بیلفلد 3 - نورنبرگ 2
بایرلورکوزن 3 - اشتوتگارت یک
ولفسبورگ یک - مونشن گلادباخ صفر
وردربرمن 3 - بوخوم صفر
23 دقیقه سهم هاشمیان
تیم فوتبال هانوفر نتوانست سیر صعودی خود در بوندس لیگا را حفظ کند و با شکست در خانه فرانکفورت دست خالی به خانه بازگشت.
به گزارش وب سایت خبری هاشمیان، دیتر هکینگ درحالی که ترکیب تیمش را نسبت به بازی گذشته دچار تغییر کرده بود به مصاف آینتراخت فرانکفورتی آمد که در انتهای جدول تنها به 3 امتیاز بازی می اندیشید.
در نبود تارنات و بالیتش، هاشمیان و سورا نیز روی نیمکت نشسته بودند و همین تعییرات هانوفر را به سمت شکست سوق داد.
تاکاهارا در دقیقه 58 و تورک در دقیقه 74 دو گل برای آینتراخت فرانکفورت به ثمر رساندند تا این تیم با کسب 3 امتیاز خانگی به رده چهاردهم جدول رده بندی بوندس لیگا صعود کند و منتظر نتایج دیدارهای یکشنبه شب بنشیند.
هاشمیان در دقیقه 67 و به صلاحدید هکینگ به میدان آمد و یک ضربه سر نیز در حالی که با توپ فاصله زیادی داشت زد که ثمری برای هانوفر نداشت.
هانوفر با این باخت به رده هشتم سقوط کرد.
سایر نتایج شنبه شب بوندس لیگا به شرح زیر است:
هرتابرلین 2 - بایرن مونیخ 3
بیلفلد 3 - نورنبرگ 2
بایرلورکوزن 3 - اشتوتگارت یک
ولفسبورگ یک - مونشن گلادباخ صفر
وردربرمن 3 - بوخوم صفر
کیکر اعلام کرد هاشمیان نمره 5/3 گرفت، مهدوی کیا 5/5
وحید هاشمیان و مهدی مهدوی کیا بازیکنان تیم های هانوفر و هامبورگ به ترتیب نمرات 5/3 و 5/5 را از نشریه کیکر دریافت کردند
هاشمیان که خطای پنالتی انجام گرفته بر روی وی یک پاس گل به حساب می آید با 90 دقیقه حضور خود سهم قابل توجه ای در پیروزی 4 بر 2 بر بورسیادورتموند داشت.
اما مهدی مهدوی کیا که 76 دقیقه برای هامبورگ بازی کرد، نمره ضعیف 5/5 را دریافت کرد.

